آواز عاشقانه از قیصر ایمن پور
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانهی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلـم
آن گریههای عقدهگشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد
ای وای، هایهای عزا در گلو شکست
" بادا " مباد گشت " مبادا " به باد رفت
" آیا " ز یاد رفت و "چرا " در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خـــدا ... در گلو شکست
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۳ ساعت توسط
|